تبلیغات
به نام خدا
یک بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکی نبود
یه زنی بو د که یه شوهر خیلی خیلی مهربون داشت که تو همه کارای خونه کمکش می کرد اسم اون شوهر عباس آقا بود یه مرد سر به زیر و آروم  زن قصه ی ما هیچ غمی از بابت شوهرش نداشت ...