تبلیغات
یک پیشنهاد به آقای مدیر - امام رئوف

یک پیشنهاد به آقای مدیر
 
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
سلام به همه ی عاشقان امام رضا علیه السلام

رفته بودیم به دیدار سلطان با دلی تنگ از فراق رویش ،عید قربان به حج فقرا رفتیم ،تا با خیل مشتاقان به طوف صاحب و حقیقت خانه رفته باشیم.

اما حرم مثل شهر شده بود با زن هایی که حتی برای آمدن به دیدار امامشان دست از آتش افکنی در دل نامحرمان بر نمی داشتند و با آرایش و لباس های نا مناسب دل امام عصرشان را نیز به درد می آوردند مانده بودم که این همه بی توجهی به امام حاضر و ناظر چرا؟

دلم می خواست به خدام بگویم تا به این خانم ها تذکری بدهند اما...

در گوشه ای از حرم شاهد آرایش کردن دو دختر جوان بودم به آنها خیره شدم مانده بودم بگویم یا نه! تا اینکه به یکی از خدام در آن قسمت گفتم آیا اینها مجاز به این اعمال هستند و آن خادم هم به آنها تذکر داد اما چه سود کارشان را کرده بودند و بقیه هم سکوت و سکوت ...

به کجا می رویم منکری که از منکری درآمده و معروف شده وای برما...

دختر جوان دیگری مقابل باب الرضا ایستاده بود با آرایش و موهای بیرون ریخته خادم حرم به اون خان تذکر داد اما دختر فقط با یک پوزخند و جمله ی باشه باشه جواب خادم رو داد و انگار نه انگار ...!

چرا اینقدر سنگ شدیم که حقیقت رو فراموش کردیم آقای مدیر برای دل های سنگ شده ی مردم می توانی کاری بکنی که این چنین حرمت امامشان را با بی توجهی به احکام اسلام نشکنند!

کاش فکری کنیم!






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 24 مهر 1392 توسط راهی هدایت