تبلیغات
یک پیشنهاد به آقای مدیر - من و خدا

یک پیشنهاد به آقای مدیر
 
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
و من تو را حتی لمس میکنم...
نه آنکه تو جسم باشی و قابل لمس نه اما نوازش لطافت یک گل یادآور ترنم احساس توست ...
دوستت دارم چون مرا دوست داری می پرستمت چون شایسته ی پرستشی...
عشق یعنی لحظه ی خلقت من که به خودت فخر فروختی که تبارک الله احسن الخالقین..
مرا دوست داری و برای من همه چیز را آفریدی ... من توبه میکنم و تو تاب میکنی یعنی هر دو به سوی هم برمیگردیم..
من در تمنای دیدار توام و تو بیقرار دیدارم...
انگار اگر مرا نمی آفریدی انتهای قدرت و علمت پوشیده می ماند اما تمام هنرت را به کار بستی تا مرا بیافرینی ...
خواستنی ترین ،ای همه ی آرزوی آرزومندان ،ای منتهای خواسته ی آنها که در طلب بهترین ها هستند ،از بین این همه لذت لذت خلوت با تو را گزیدم که برتر از تمام لذت هاست کاش تو هم مرا برای عشق بازی با خودت بپسندی ...
یکی از دوستان خوبت (آیت الله بهجت)می گفت پیامبرت محبوبت که خیلی دوستش داشتی گفت از دنیا 3 چیز را دوست دارم زن ،عطر و نماز،ایشون(آیت الله بهجت) میگفتن یعنی لذتی که در زن هست در این گفتگوی اختصاصی عاشقانه (نماز ) هم هست ...
ببین چقدر دوستم داشتی که به گفتگوی با خودت مجبورم کردی اما شنیدن حرف هایت را مستحب(قرائت قرآن)...
دوستت دارم فقط همین و اگه مرا در آتش هم بیفکنی این عشقم را فریاد می زنم که ای اهل آتش با این همه من باز هم دوستش دارم ...
کاش بشکافی ذره از ذره ی وجودم را تا فریاد شان را بشنوی که به وجود و قدرت و ... شهادت می دهند...
مرا بیخود تر از پیشم کن از عشق




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 آبان 1392 توسط راهی هدایت