تبلیغات
یک پیشنهاد به آقای مدیر - اندوه

یک پیشنهاد به آقای مدیر
 
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
افسران - کشتی نجات بشریّت ...


اندوه  جانفزایی تمام وجودم را فرا گرفته در حال سوختنم من دلم برای آن خونهایی می سوزد که به پای غنی سازی بیست درصد بر زمین ریختند و برای قلب مجروح رهبرم که باید علی وار این خار درشت را بر گلو تحمل کنند
من از تو که کشتی نجاتی هدایت و نجات را میخواهم اما بدانید اگر آنها کشته شدند ما هنوز زنده ایم و اگر هم بمیریم صدای ما نخواهد مرد و تاریخ به غلبه ی ما بر شیاطین شهادت خواهدد داد

رهبرم ما یاران امام حسن مجتبی نیستیم که در کارزار صلح شما را تنها بگذاریم ما می دانیم هنوز هم شنیده شدن این اذان از ماذنه ها مهم است ما می دانیم به خدا می دانیم

اما ما نمردیم که کربلا به پا کنند و انشالله بمیریم که کربلا به پا نشود

عزیزم رهبرم خوبم نگارم من به دستان مجروح شما بوسه می زنم که هرگز با شیطان دست نخواهید داد و از خداوند میخواهم روز به روز به ایمان ما بیفزاید تا خودمان را برای انقلاب بزرگ جهانی آماده کنیم

بمیرم برای مولایم که در سکوتیم از غم هایش از بی کسی هایش از تنهایی هایش

مرا ببخش مولا مرا ببخش ...




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 آذر 1392 توسط راهی هدایت