تبلیغات
یک پیشنهاد به آقای مدیر - آداب حین سفر

یک پیشنهاد به آقای مدیر
 
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

۱ـ اولین ادب، همسفر و همراه شدن با همنشینان و همراهانی است که اهل تقوی، معرفت و معنویت باشند.
مجالست از مؤثرترین عوامل شکل‌گیری شخصیت انسان است. انسان‌ها غالباً همرنگ یاران و معاشران خود می‌باشند. تأکیدهای فراوانی که در آیات و روایات و احادیث و همچنین متون ادبی گذشته ما درباره همراهی با دوستان نیک و اهل تقوی شده، خود ناظر بر همین مطلب است. چنانکه امام علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «قارن اهل الخیر تکن منهم» : با اهل نیکی همراه و همنشین باش تا تو نیز یکی از آنان باشی. و در حدیث دیگری نیز می فرمایند: همنشینی با نیکان همچون مراوده با عطرفروش است که اگر او از عطر خویش به شخص ندهد، کمترین فایده این دوستی بوی عطر مغازه‌اش است که با پیکر و لباس تو عجین می‌شود و در نتیجه تا مدتی بعد از جدا شدن از او نیز بوی خوش عطر از وجود تو استشمام می‌گردد. سعدی علیه الرحمه نیز در گلستان این چنین می‌سراید:
«همنشین تو از تو به باید تا تو را عقل و دین بیفزاید»
آدمی با مجاورت با نیکان به رنگ آنان در می‌آید و صفات و کمالات آنان در وی نیز پدیدار می‌گردد. امام صادق(علیه‌السلام) نیز در این باره به پیروانش می‌فرماید: با کسی رفاقت و مصاحبت کن و با کسی همنشین و همسفر شو که تو به آن زینت یابی و مصاحبت مکن با کسی که او به تو زینت یابد. یعنی تو بتوانی از او علم و کمالات کسب کنی. همان‌گونه که قطعه‌ای آهن پس از مدتی مجاورت با آهن‌ربا خاصیت آهن‌ربایی می‌یابد و یا پاره‌ای فلز با اندک زمانی نزدیکی با آتش، آتشین می‌شود و حرارت و نور از خود ساطع می‌کند، وجود آدمی نیز که جلوه‌ای از نور الهی است، از همنشینی و همسفری رنگ می‌پذیرد و به راستی مشتی گل است که از مجاورت با گل، بوی خوش گل را می‌گیرد و خوشبو می‌شود.
«گلی خوشبوی در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گلی ناچیز بودم و لیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم»
۲ـ دومین ادب، خوش خلقی، شادمانی و حلم و بردباری با همسفران است. شاد کردن دل مؤمن، شاید خیلی ساده و کوچک به نظر برسد و تا به حال برای آن اهمیتی قائل نشده باشیم و تکرار روزمرگی‌های زندگی و مشکلات همیشگی باعث شود که کمتر به آن فکر کنیم و حتی عده کثیری از ما دیگر نقش آن را در زندگی‌مان کمرنگ و یا بی‌رنگ بیابیم، اما درجه اهمیت این ادب که نه تنها جزء آداب حین سفر است بلکه از اصول زندگیست، هنگامی برایمان ملموس می‌شود که پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) آن را محبوبترین عمل نزد خداوند می‌داند. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: محبوبترین عمل نزد خداوند شاد کردن مؤمن است.
وقتی مسافر نیت سفر می‌کند و زائر قصد زیارت، باید خود را مهمان امام بداند و هر چه در طول سفر زیارت‌اش از آغاز حرکت تا هنگام مراجعت برایش پیش می‌آید از جانب آن بزرگواران دانسته و نه تنها صبر و بردباری پیشه کند بلکه به فکر شاد کردن دل همسفر خویش باشد؛ چنانکه حضرت صادق(علیه‌السلام) بزرگ پرچمدار مکتب شیعه می‌فرماید: از مروت سفر، خوش طبعی بسیار در چیزی است که خداوند را به خشم نیاورد. زائر باید تمامی ناملایمات را به حلاوت پذیرایی امام و مولای مهربانش، با خرسندی پذیرا شود و راه و رسم شکوه و شکایت را در پیش نگیرد و با یاران و همسفران و راهبران سفر تلخی و تندی نکند که به راستی: «در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی» نکته اساسی این حقیقت بزرگ آن است که آدمی در طول زندگی خود مسافر است، مسافر یک سفر زیارتی که به لقای خداوند می‌انجامد و این سفر مانند همه‌ی سفرها رنج و مشقاتی را داراست. قرآن کریم در تأئید این مطلب می‌فرماید: «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کادحاً فملاقیه»؛ ای انسان تو در مسیر به سوی پروردگار خود دشواری‌های زیادی را متحمل می‌شوی پس آنگاه به لقای پروردگارت نائل می‌آیی »
۳ـ سومین ادب؛ امام سجاد(علیه‌السلام) در رساله حقوقشان در مورد حق همسفر و هم صحبت این چنین خاطرنشان می‌سازند: «حق همسفر و هم صحبت آن است که تا آن جا که می‌توانی، با نیکویی و احسان با او هم صحبتی کنی وگرنه دست کم با انصاف با او رفتار کن و همان اندازه که او تو را گرامی می‌دارد، تو نیز او را گرامی بدار و همان‌گونه که او تو را حافظ و نگهدارست، تو نیز نگاهدارش باش و به گونه‌ای باش که او در هیچ گرامی داشتنی بر تو پیش دستی نکند، و اگر چنین کرد آن را جبران نمایی، و تا آن جا که شایستگی دارد، در دوستی با او کوتاهی مکن. خودت را بر آن بدار که خیرخواه و نگهدار و یاور او در فرمانبرداری از پروردگارش، و کمک او به خویشتن در نافرمانی نکردن از خدایش باشی. تو باید برای او رحمت باشی نه زحمت . در حدیث دیگری از حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) منقول است که هر که اعانت کند مؤمن مسافری را، حق تعالی از او هفتاد و سه شدت از شدت‌های دنیا را بردارد و او را امان دهد از غم و اندوه و هفتاد غم و شدت در آخرت از او بردارد در وقتی که از شدت احوال قیامت نفس‌های مردم گرفته باشد. با درک دو حدیث فوق، لزوم کمک و همیاری در سفر به خوبی روشن است. این همیاری می‌تواند مادی، معنوی و یا فکری باشد که هر یک به اقتضای شرایط موجود امکان‌پذیر است. گاهی رساندن آب به تشنه‌ای و اعطای مقداری پول و خوراک به وی و گاه این عطش و تشنگی، عطش معرفت است و آن آب گوارا و جانفزا علم و معرفتی است که زکات آن یاد دادن و متذکر شدن به مؤمن است. وقتی دست گیر بنده‌ای شوی و او را به حقوق شرعی و معرفتی خویش آشنا کنی و پله‌ای از نردبان قرب الهی را به مدد یاری او طی کنی، شامل آن گروهی می‌شوی که ثوابی کمتر از بهشت ندارند. امام صادق(علیه‌السلام): مؤمن حاجتی از کسی برآورده نکند جز آن که خدای تبارک و تعالی او را فریاد زند ثواب تو بر من است و به کمتر از بهشت بر تو رضایت ندهم. حق مطلب آن جا ادا می‌شود که این یاری، تنها برداشتن قدمی صرفاً مادی و مالی نباشد بلکه همیاری معرفتی و معنوی نیز با او همراه باشد.
«تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن به دمی یا قلمی یا قدمی یا درمی»
۴ـ چهارمین ادب از آداب سفر، همسفر شدن با هم سطح خود از نظر مخارج است. با ارزشترین و گرامی‌ترین هستی مؤمن نزد وی عزت نفس اوست که همواره باید مراقب و محافظ آن باشد. عزت نفس فضیلتی است که با گذشت زمان به دست می‌آید و با اندک لحظه‌ای غفلت از کف می‌رود. آفت این ارزش، طلب احتیاج نزد بنده‌ای دیگر است. تأکید بزرگان بر لزوم رعایت این ادب و همسفرشدن با هم سطح خود از لحاظ برخورداری از تعلقات دنیوی این است که دست احتیاج به پیش کسی دراز نکنی و چشم‌داشتی به مال کسی نداشته باشی. در روایتی از امام صادق آمده است که از ایشان پرسیدند: شخصی رفیق می‌شود با جماعتی ثروتمند و از آنها دارایی‌اش کمتر است و آنها خرج خود را بیرون می‌آورند و او مانند آنها نمی‌تواند خرج کند. امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: با کسی رفیق شود که مثل او باشد. عزت نفس مؤمن برای حضرت آنقدر مهم است که می‌گوید دوست ندارم خود را ذلیل کند پس اگر قصد سفر داری برای خود همسفری فراهم ساز که از لحاظ مالی شبیه به تو باشد. در حدیث دیگری از شهاب منقول است که به حضرت عرض نمودم که شما می‌دانید حال و توانگری مرا و احسانی که با برادران خود می‌کنم، پس با جماعتی از ایشان رفیق می‌شوم در راه مکه و برایشان توسعه می‌کنم و بسیار خرج می‌کنم. فرمود که ای شهاب! چنین مکن اگر تو دست به خرج نمودن بگشایی و ایشان هم بگشایند، به ایشان ضرر می‌رسد و پریشان می‌شوند، و اگر تو بکنی و ایشان نکنند باعث مذلت و خواری ایشان است، پس رفاقت با جماعتی بکن که مثل تو باشند در توانگری و توانایی.
۵ـ پنجمین ادب، انفاق و گشاده‌دستی و سخت نگرفتن بر خود و همراهان از نظر مخارج و امکانات در سفر است. لقمان در نصایحش در مورد سفر به فرزند خویش می‌گوید: در توشه خود صاحب کرم باش در میان همسفران و چون تو را به ضیافت بطلبند، قبول کن و اگر از تو مدد بطلبند، یاری ایشان بکن. بر سه چیز بر ایشان غلبه کن: به بسیار خاموشی و بسیار نماز خواندن و سخاوت و جوانمردی در هر چه با خود داری از چهارپا و مال و توشه.
در سفر زیباست که به سنت انفاق و گشاده‌دستی پای‌بند باشی و از اعطای مال خود به دیگر همسفران دریغ نورزی بلکه مشتاقانه و بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی در این راه پیشگام باشی. بدیهی است که تنها با این خصایص و نظایر آن است که مسافر و یا زائر از خواص اهل ولا شده و از شفاعت و ورود در حوض رحمت و محبت اهل بیت بهره‌مند می‌گردد و از نعمت‌ها و مواهبی که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به خاطر کسی خطور کرده است، برخوردار می‌شود.
۶ـ ششمین ادب؛ پرهیز از تجملات و تشریفات و تعینات دنیوی در طول سفر است. حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) در این باره می‌فرماید: بهترین خرج نمودن‌ها نزد خدا، میانه‌روی است و خدا اسراف را دشمن می‌دارد مگر در راه حج و یا عمره.
۷ـ هفتمین ادب، فراهم نکردن اسباب غفلت و اشتغالات دنیوی برای خود در سفر است. انسان مؤمن باید در همه‌ی لحظات عمر و همه‌ی عرصه‌های زندگی، خود را در محضر خدا و خوبان خدا بداند و اگر هنوز چشم دل او باز نشده که به هر سو، رو کند آن عزیزان را به دیده دل ببیند، لااقل توجه داشته باشد که همواره در منظر آن شاهدان همیشه حاضر قرار دارد و آنان او را می‌بینند. چنانکه قرآن کریم در بیان همین حقیقت می‌فرماید: «قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون: بگو عمل کنید که خدا و رسول خدا و مؤمنان آن را می‌بینند » و بنابر احادیث، منظور از مؤمنان در این آیه ائمه اطهار(علیه‌السلام) هستند و پیامبر اکرم می‌فرمایند: «اعبدالله کانک تراه فان لم تکن تراه فانه یراک»؛ چنان بندگی کن که گویی خداوند را می‌بینی، پس اگر هنوز به آن مرتبه و جایگاه نرسیده‌ای و او را نمی‌بینی، لااقل با این احساس به بندگی بپرداز که در منظر خداوند قرار داری و او تو را می‌بیند و چه شیرین است سخن رهبر کبیر انقلاب اسلامی که می‌فرمایند: عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید. اگر شخص همین توجه را حفظ کند که در هر حال خداوند ناظر بر درون و برون و فکر و اندیشه و اضطراب اوست، این درک حضور چنان حیایی بر او مستولی می‌سازد که شرم می‌کند در خلوت و آشکارا در فکر و دل، در قول و فعل و در غایب و حاضر مرتکب زشتی شود که خلاف ادب حضور در محضر و منظر الهی باشد. در نتیجه این شرم و حیا او را از غفلت و اشتغالات دنیوی و معاصی و آلودگی‌ها محفوظ می‌دارد.
۸ـ هشتمین ادب، ترک کلام بیهوده و مخاصمه و مجادله در طول سفر است.
امام سجاد(علیه‌السلام) برای پرهیز از مجادله در طول سفر، سخنانی را بیان می‌دارند که خواندنی است: حق طرفی که تو علیه او ادعایی داری آن است که گرچه آن ادعا واقعاً حق توست، در گفتگو برای بیان مدعا و در مطالبه حق خود از او، نیک رفتار و آرام باشی، زیرا شنیدن ادعا از شخص مدعی بر گوش طرف مقابل سخت و گران می‌آید. دلیل خود را با نرمی و تواضع بفهمانی، به او مهلت بدهی، بیانی روشن و لطیف‌ترین فرمایش‌ها را به کارگیری و کشمکش او با تو، مانع از دلیل آوردن تو نشود، چندان که دلیل از دستت برود و نتوانی آن را جبران کنی.
۹ـ نهمین ادب، محافظت از نقشه و اموال خود است. زائری که عاشق است، اگر در جریان سفر چیزی از او مفقود شد و یا خسارتی بر او وارد آمد، تأسف نمی‌خورد چرا که میزبان و دعوت کننده، آن امام مهربان و رئوف، خود ضامن جبران تمامی زحمات و خسارات است. گرچه او در پی این جبران نیست و پاکبازانه پا در راه سفر زیارت می‌نهد و شرق دیدار یار جبران کننده همه زحمات و خسارات است.
۱۰ـ دهمین ادب؛ اقامه نماز اول وقت و ذکر تسبیحات اربعه ۳۰ بار بعد از هر نماز شکسته. لقمان حکیم در ادامه نصایحش به فرزندش که ذکر شد، این چنین اهمیت نماز اول وقت را به وی خاطرنشان می‌سازد: ای فرزند! چون در سفری و وقت نماز آید، از برای امری آن را تأخیر مینداز و نماز را به جا آور و راحت بیاب که نماز قرضی است که هر چند بیشتر ادا می‌کنی سبک بار می‌شوی و نماز را با جماعت بخوان هر چند بر سر نیزه باشی و بر روی ادای آن به جماعت مصر باش. نماز عرصه دلبری است بین خدا و مخلوق، آدمی به حرمت نماز از گناهان تطهیر می‌گردد و به شرافت آن به حریم امن الهی نزدیک. حال اگر مسافر باشی و نمازت نماز زائر، بدون حجاب پا بر آن حریم قدسی می‌نهی و گام‌ها برای رسیدن به آن اوج، منتظر اجازت تو نخواهند ماند. تأکید فراوان به گذاردن نماز به جماعت، اشاره به روایاتی است که بیان می‌دارد دست خدا با جماعت است و جمعی که «یدالله» با اوست، تفرقه بینشان راه نمی‌یابد و سفرشان سفری الهی خواهد بود.
۱۱ـ یازدهمین ادب؛ قرائت آیة الکرسی در هر شب و پس از آن این دعا «اللهم اجعل مسیری عبراً و صمتی تفکراً و کلامی ذکراً»: خدایا رفتارم را عبرت و سکوتم را اندیشیدن و سخنم را از تو یاد کردن قرار ده. زائر در هر لحظه از سفر یاد خداست؛ چه در سکوت، چه در سخن و چه خواب و یا بیداری زائر عاشق از لحظه حرکت به فکر درک لحظه حضور در آن آستان روحانی است.
۱۲ـ دوازدهمین ادب، در هنگام سوار شدن به وسیله نقلیه، «بسم الله الرحمن الرحیم» را بر لب جاری ساختن دوازدهمین ادب است، که در هر کار که نام و یاد خدا نیست، شیطان، عرصه جولان و حضور می‌یابد.
۱۳ـ سیزدهمین ادب و آخرین ادب از آداب سفر در آستانه ورود به شهری که حرم در آن است، حمد خدا را به جا آوردن و سر به سجده شکر بر زمین نهادن است. قرائت این دعا که در کتاب «مصباح الزائر» آمده است، نیز وارد است: «اللهم ارزقنی خیر هذا المکان و خیر اهله و خیر من دخل الیه أو یدخل الیه و خیر من اقرب منه أو أقام به او خرج عنه و اکفنی شره و شر اهله و شر من دخل الیه و یدخل الیه و شر من قرب منه او قام به او خرج عنه. اللهم و الهمهم حفظ حرمتک و العمل بشریعتک فی ترک الاذی لانفسهم بظلمهم لنا و الغیبة لنا و التعرض بنا و اختم علی جوارحهم ان تقع منها مخالفة لارادتک او معارضة لحکمک بشیء یغیر علینا عوائد رحمتک و فوائد نعمتک و ادفع عنا نحوس هذا المکان و ضره و بؤسه و اکداره و أخطاره و کمل لنا سعوده و خلوده و مساره و مباره و أدخلنا الیه مدخل صدق و أقمنا به مقام صدق و أخرجنا منه مخرج صدق و اجمل لنا من لدنک سلطاناً نصیرا و کن لنا علی الدهر ظهیراً و من کل سوء مجیراً وهب لنا فی الدنیا انعاماً کثیراً وفی الآخرة نعیماً و ملکاً کبیراً و ابدأ فی هذا الدعا و هذا الرجاء بمن یرضیک البدأة به من اهل الاصطفاء و الاجتباء و اجعلهم من الوسائل لنا الیک فی کل ما عرضناه او نعرضه علیک یا ارحم الراحمین»: «خدایا از خوبی این مکان و ساکنان آن و هر که به آن داخل شده است و یا بعداً وارد می‌شود و یا به نزدیک آن رسیده و در آن اقامت کرده یا از آن بیرون رفته، مرا بهره‌مند گردان. گزند آن و ساکنین آن و آنکه در آن وارد شده است یا خواهد شد یا خارج گشته و کسی که نزدیک آن رسیده و یا در آن اقامت گزیده و یا از آن بیرون رفته است را از من بازدار. خدایا نگه داشتن حرمتت و عمل کردن به دینت را به دل آنها بیافکن تا ما را نیازارند و به این کار به خود ستم روا ندارند و پشت سر ما عیب‌جویی نکنند و مزاحم ما نشوند و چنان اعضای بدنشان را کنترل کن که نتوانند در مخالفت اراده‌ات یا معارضه فرمانت به کاری دست زنند که سودهای رحمتت و بهره‌های نعمتت را بر ما دگرگون سازند. بدشگونی این مکان و زیان و مشکلات و آسیب‌ها و خطرهایش را از ما بگردان و نیک‌بختی و شادمانی و نیکی‌هایش را و بقایش را بر ما تکمیل فرما و ما را به راستی و درستی وارد گردان و در آن جا با بزرگواری مقیم و پا بر جایمان ساز و با دلی خوش و ستودگی ما را بیرون بر و از پیشگاه خود نیرویی مدد دهنده به ما مرحمت فرمای و در حوادث روزگار پشتیبان ما و از هر بدی پناهگاه ما باش. در دنیا نعمت‌های فراوان بر ما ببخش و در آن سرا نمعت‌های واقعی بزرگ به ما عطا کن. این دعا و امید را ابتدا در مورد هر که از برگزیدگان و انتخاب شدگان که آغاز کردن را به او می‌پسندی، آغاز کن و آنان را وسیله‌ای برای تقرب ما به خودت در آنچه عرضه داشتیم یا عرضه خواهیم کرد قرار ده، ای مهربانترین مهربانان و یا خواندن این آیه: «و قل رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطاناً نصیراً؛ و ای رسول ما دائم دعا کن که بارالها مرا به صدق داخل و به صدق خارج گردان و به من از جانب خود بصیرت و حجتی روشن که دائم یار و مددکار باشد، عطا فرما. »




طبقه بندی: آداب زیارت امام رضا علیه السلام، 
برچسب ها: اداب زیارت امام رضا، در حین زیارت،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 اسفند 1393 توسط راهی هدایت