تبلیغات
یک پیشنهاد به آقای مدیر - پاسخ های استاد صبوحی

یک پیشنهاد به آقای مدیر
 
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

من و دوستانم از سال 84 تدبر در قرآن و زیر نظر استادمون حجت الاسلام الهی زاده و همچنین حجت الاسلام آقای صبوحی اغاز کردیم عمر کوتاهی در کنار قرآن بویم که برکتش یک عمره برای شناخت تدبر در قران فقط کافیه این کلمه رو جستجو کنید به نتایج خوبی می رسید این بخش و از وبلاگ آقای صبوحی انتخاب کردم تا شما هم بخونید.

بسم الله الرحمن الرحیم

1.      مگر قرآن کتاب هدایت نسل ها در طی تمام زمان ها نیست؟ پس نباید فرقی بین فردی که هزار سال پیش زیسته با فردی که هم اکنون زندگی می کند در کیفیت فهم قرآن وجود داشته باشد. بنابراین:

·         یا خدا قرآن را به نحوی تدوین نموده است که گذر زمان، تاثیری بر کیفیت فهم عمومی از ظاهر آن نداشته باشد

·         یا متناسب با مسائل هر زمانی فهم عمومیِ از ظاهر آن، تغییر می کند

جواب: قرآن کتاب هدایت همه نسلها در همه زمانهاست؛ و لازمه این حرف مساوی بودن کیفیت فهم قرآن در همه زمانها و برای همه انسانها نیست.

توضیح با مثال: در یک شهر برای همه مردم، تنها یک مدرسه وجود دارد و این مدرسه عمومی است، اما کسی هست که از خانه دیوار به دیوار مدرسه به مدرسه می­رود و کسی هم هست که از فاصله­ دور و با اتومبیل یا دوچرخه به مدرسه می­رود و این تفاوت کیفیت در رسیدن به مدرسه منافاتی با عمومی بودن مدرسه ندارد.

مثالی دیگر: آب نعمتی همگانی و برای بهره­مندی همه انسانها در همه جای زمین است، اما کسانی هستند که آب را به راحتی و از چشمه­ها و نهرهای آب شیرین روی زمین دریافت می­کنند و کسانی هم هستند که برای به دست آوردن آب، باید چاه عمیق حفر کنند و آن را به سختی به دست می­آورند و این منافاتی با همگانی بودن نعمت آب ندارد.

آری قرآن هم کتاب هدایت همه نسلها در همه زمانهاست و کیفیت دسترسی انسانهای مختلف به معارف قرآن برابر نیست. کسانی سخن قرآن را با صرف خواندن می­فهمند و کسانی هم باید با مطالعه و زحمت بیشتر آن را بفهمند و این منافاتی با جهانی و جاودانی بودن قرآن ندارد. آنچه مهم است امکان دسترسی به فهم قرآن برای همگان است که فراهم است.

دیگر آنکه فهم عمومی از ظاهر قرآن در طول زمان و در طبقات مختلف بشری متفاوت است. البته این تفاوت، تفاوت در دقت و صحت و عمق و وسعت است.

.      چرا"وقتی فاصله وحی تا مخاطب زیاد شود، باید مکانیزم تدبر به صورت ناخودآگاه مدنظر قرار گیرد و قواعد آن با خود آگاهی اجرا شود"؟ (بخش مشخص شده، حرف شما سر کلاس است.)

 جواب: مقصود این حقیر به درستی دریافت نشده است؛ پس بار دیگر توضیح می­دهم. تدبر، مکانیزم فهم سخن است و این مکانیزم در انسان فطری است و قوانین و قواعد آن به طور خودکار و مبتنی بر مبانی ارتکازی اجرا می­شود. نمونه آن، فهمی است که شما از دوران کودکی تا کنون از سخن متکلمان داشته­اید و دارید. متکلمان کلمات را تدبیر می­کنند و جمله می­سازند و مستمعان تدبیر آنان را دریافته و به عبارتی در جملات ایشان تدبر کرده و مفهوم و مقصود جمله را می­فهمند و همین وضعیت در تدبیر جملات و پاراگرافها و... از سوی گویندگان و تدبر در آنها از سوی شنوندگان نیز مشاهده می­شود.

گاهی عواملی مانند فاصله زبان و زمان و مکان و... موجب می­شود که مکانیزم تدبر در انسان غیر فعال شده و یا دست کم به طور کامل فعال نباشد. اینجاست که انسان سخنی را می­شنود و یا آن را می­خواند و اراده فهم آن را هم دارد ولی آن را نمی­فهمد. فرض هم این است که آن سخن قابل فهم است و فاصله­ها موجب نقص یا عدم فهم شده است. در چنین مواردی چه باید کرد؟ تنها را ترجمه است. البته ترجمه تنها تبدیل متن از زبانی به زبان دیگر نیست، بلکه از بین بردن فاصله­های مذکور میان سخن و شنونده یا خواننده آن است. ترجمه همان فرایند خودآگاه شده تدبر است. پس ما برای تدبر در قرآن باید آن ترجمه کنیم و یا از ترجمه قرآن بهره ببریم.

3.      چرا " همانطور که فهم باید قرآن به قرآن باشد، تبیین نیز باید قرآن به قرآن باشد"؟ (بخش مشخص شده، حرف شما سر کلاس است.)

 جواب: چون قرآن تبیان لکل شیء است. اما به این نکته توجه داشته باشید که فهم قرآن به قرآن است و در دسترس همگان؛ تبیین قرآن هم به قرآن است و در دسترس مطهرون یعنی همان حضرات معصومان علیهم السلام؛ از این رو می­توان چنین نیز تعبیر کرد: فهم قرآن با قرآن و تبیین قرآن با سیره و سنت معصومان علیهم السلام

4.      چطور است که می گوئیم در مقام فهم ظاهر می توان از تفاسیر معتبر که روش قرآن به قرآن را پی گرفته اند، استفاده نمود اما نمی توان از روایات اهل بیت ع در این زمینه استفاده کرد؟ حال آن که مفسران معصوم نیستند و احتمال اشتباه در قولشان می رود و با فرض عدم قطعیت دلالت سند، فرقی میان آنان و روایت ظنی الصدور نمی باشد. [این ادنی مرتبه بحث است]

جواب: ما نمی­گوییم که در مقام فهم قرآن از روایات، نمی­توان استفاده کرد؛ بلکه روایاتی که در مقام تفهیم قرآن به ما رسیده است، کمک فراوانی به فهم قرآن می­کند. سخن در تعبد است که ما می­گوییم مقام فهم قرآن، مقام تعبد نیست بر خلاف مقام تبیین قرآن که مقام تعبد است. پس روایاتی که در باب فهم قرآن موجود است، به عنوان ارشاد برای فهم قرآن به ما کمک می­کند.





برچسب ها: تدبر در قرآن،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 شهریور 1392 توسط راهی هدایت