تبلیغات
یک پیشنهاد به آقای مدیر - سیره اهل بیت

یک پیشنهاد به آقای مدیر
 
بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
من ماندم و هزار غم و سینه ای که به تنگ آمده آن زمان ها که تو بودی مادر خانه ات مامنی بود برای سائلان اما امروز در این هیاهوی گمراه کننده در این سکوت درد های خاموش و تاریکی دردها ی بیدار باید به کدام خانه پناه برد کجایی بانوی خوبی ها

هر چه در تو پیش می روم جز عشق به مردمت نمی یابم

ناتوانان روحی و جسمی را دستگیر بودی و راهنما

امان از آن ساعتی که با بدن رنجور خطبه خواندی و دلها را سوزاندی مادر عشقت دل را آب می کند مادر تو با این خطبه با دلها چه کردی ؟آنقدر مردم گریه کردند که خلیفه احساس خطر کرد و مردم را از مسجد بیرون راند

گفتی "افلا تتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها؟"

آقای مدیر حسابی حواست را جمع کن کاری نکنی که مردم به در آن خانه بروند و شکایتت را آنجا سر دهند
کار مردم را زودتر از کار و امورات خودت راه بیانداز الجار ثم الدار!

آقای مدیر تو برای اداره امورات مردم نیازمند آگاهی از قانونی !1. قانون اساسی 2.هر قانون لازم مصوبی   اما    مهم ترین قانونی که حتما باید بدانی تا مردم را به گمراهی نکشانی و از افراط و تفریط بر حذرشان بداری قانون خداست و قانون خدا در کتابش به ثبت رسیده لطفا برای فهم کتاب خدا وقت بیشتری بگذار یا اگر وقت نداری گروه کارشناسی تخصصی تشکیل بده لطفا آیات خدا را تفسیر به رای نکن!

لطفا در تفسیر کلام خدا خیر الامور اوسطها  افراط نکن !

به خدا پناه ببر از شیاطین جن و انس

این جا دار قرار نیست پس از این مراحل بگذر و از حق مگذر !

مثل رهبرم برایت آرزوی موفقیت می کنم ، اما فراموش نکن خیلی ها نشان خانه مادر را می شناسند !!!




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 شهریور 1392 توسط راهی هدایت